تبليغاتX
ایرانی آزادیخواه

ایرانی آزادیخواه

اجتماعی-ایرانی

روز ۲۲ خرداد سال 88 ،يك انتخابات تاريخي در ايران برگزار شد باحضو ر 85%مردم و حضور بسيار فعال ايراني هاي خارج از كشور ..طبق امار بين 8 تا 12 ميليون نفر براي اولين يا دومين بار در طول تاريخ سي ساله انقلاب راي دادند و روز پرشور 22 خرداد به پايان رسيد

شمارش ارا ،اغاز شد  و درحاليكه همه به نوعي در انتظار يك رقابت پر هيجان و جالب بودند اقاي احمدي نژاد با حدود 24 ميليون راي در همان دور اول پيروز شدو كروبي حتي 1%ارا را هم نتوانست به خود اختصاص دهد

همه چيز پر  ابهام بود

- نمودارهاي مهندسي نشان ميدد كه نسبت اراي اقاي احمدي نژاد به همه كانديداها در تمام مدت شمارش ثابت بوده ودائما از يك فرمول رياضي ثابت پيروي ميكند در حاليكه با توجه به گرايشات مختلف و اقوام گوناگون هميشه اين نمودار در دوره هاي گذشته يك نمودار سينونسي بوده و در دوره قبلي هم به همين شكل بود

رخ دادن نسبت با يك فرمول ثابت در انتخابات تقريبا محال و غير ممكن است..براي توضيح بيشتر ،لينك زير را ببينيد

http://www.azadtabriz.info/news/archives/25766

http://ipooria.wordpress.com/2009/06/20/youdecideelection/

هنگام اعلام شمارش ،اراي محسن رضايي در مرحله پنجم شمارش ارا كه هنوزشمارش تمام نشده بود سي هزار راي بيشتر از شمارش پاياني بود كه نشان ميداد ارا در زمان قرائت نه از طريق رياضي كه به صورت دستي اعلام ميشده...ضمن انكه اقاي رضايي كه كانديداي اصلاح طلبان هم نيستند و خود بارها لباس جنگ با امريكا و متحدانش را به تن داشته است اعلام كرده است كه از روي كد ملي بيش از ... 900 نفر به او راي داده اند درحاليكه اراي او كمتر از 000 650 راي اعلام شد...لينك خبر

http://www.entiran.ir/show.php?news_id=13785

پيش بيني هاي جالب و دقيق نزديكان احمدي نژاد از ميزان ارا قبل از انتخابات از ديگر نكات جالب اين انتخابات بود.. اين لينكها رو ببينيد:ا

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=53208

http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?t=7823

طبق امار مختلف از منابع بي طرف و از جمله خود اقاي رضايي، امار شركت كنند گان در بيش از 170 شهر بيش از واجدين شرايط ان شهرها بوده و گاه ميزان راي ها در  شهرها از كل ساكنان ان چه بچه و چه پير هم بسيار بيشتر بوده است...توجيه شوراي نگهبان جالب است... ميگويد ممكن است مردم براي سفر به اين شهرها رفته باشند و انجا راي داده باشند ...شما به من بگوييد كه اواخر خرداد كه فصل امتحانات مدارس ودانشگا هاست و اغاز گرما چند نفر براي تفريح روز جمعه خود به استانهاي  خراسان جنوبي، كهكيلويه و بوير احمد ،خوزستان و شهر هاي طبس، مهريز،بافق و جزيره ابوموسي!!!!و....سفر ميكنند؟

و بعد ايشان توجيه ميكنند كه اگر چنين هم باشد در 50 شهر كه ما بررسي كرده ايم ميشود چيزي حدود سه ميليون راي كه بازهم در نتيجه انتخابات تاثيري ندارد...اقاي محترم اين ميزان تقلب و نحوه ريختن راي به صندوق ابطال كننده كل انتخابات است ...شما مشت نمونه خروار است را نشنيده ايد؟مي دانيد معني مشاركت بيش از 100% يعني چه؟...لينك را ببينيد

http://ipooria.wordpress.com/2009/06/20/youdecideelection/       

اعتراضات به اين نحوه رفتار و اين انتخابات پرابهام اغاز شد...ولي دوروز بعد اقاي احمدي نژاد در مورد معترضين فرمودند:ا

ا"در اين انتخابات 40 ميليون ايراني خودشان بازيگر اصلي بودندحالا 4تا خس و خاشاك ،اين گوشه كنارها كاري ميكنند اين رودخانه زلال ملت جايي براي انها نخاوهد گذاشت"ا

اين نحوه گفتار كار را به جايي رسانيد كه صداي بزرگان طيف همفكر ايشان هم بلند شد:لينكها رو ببينيد

http://www.khabaronline.ir/news-10954.aspx

http://eslahtalaban.ir/?n=325

و اين خس و خاشاك فرداي ان روز در اجتماع سه ميلون نفري خود در خيابان ازادي نشان دادند كه اينها مردم اگاه هستند نه خس وخاشاك

http://www.azadtabriz.info/news/archives/26527

البته بعدها دفتر رييس جمهور و معاون ايشان طبق معمول اين گفته ها را تكذيب كردند و گفتند منظور ايشان طرفداران اقاي موسوي نبوده است...اا

و گروهي دوستان ، اين حضور ميليوني و ارام را كه نشان بلوغ سياسي مردم بود -رهپيمايي هايي با سكوت و اعتراض مدني بدون اشوب را تاب نياوردند-.و خشونت ها  اغاز شد

-حمله به مجتمع مسكوني سبحان كه خانه عده زيادي از مديران دولتي و نمايندگان سابق و فعلي مجلس بود

حمله به كوي دانشگاه تهران

حمله به دانشگاه شيراز كه منجر به استعفاي رييس دانشگاه شد

حمله به كوي داشنگاه صنعتي اصفهان

حملاتي از جانب لباس شخصي هايي بي هويت ولي با امكانات فراوان!!!!اين عكس ها،وگزارش مجلس رو ميتونيد اينجا ببينيد:ا

http://www.etemaad.ir/Released/88-03-27/150.htm#149036

http://geseyedelha.persianblog.ir/post/147

همه گونه حمله به موسوي و يارانش شروع شد و حتي گروهي اورا خونخوار و محارب هم ناميدند كسانيكه در ارتباطشان با امام هم ابهام وجودارد و يك عكس دونفره با امام يا لباس جبهه هم ندارند حالا نخست وزير محبوب اما م را محارب مي نامند و طرفدارانش را...اين لينكها رو هم ببينيد:ا

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=53243

http://asriran.com/fa/pages/?cid=76150

http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=565660

http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=566142

داستان بدانجا رسيد كه صدا و سيما در يك رويكرد كاملا يك طرفه تمام تلاش خود را كرد تا ثابت كند كه همه چيز درست است و اين اعتراض ها هم اشوبهايي است كه از جانب خارجي ها سازماندهي ميشود ...ولي خب دروغگو كم حافظه هم ميشود در حاليكه شبكه پيامك كشور از شب انتخابت قطع است ، مجري گفتگوي ويژه خبري پيامكهاي مردم را ميخواند و سخنگوي شوراي نگهبان پاسخ مردم را مي دهد!!!!!اين هم لينكش

http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=75431

به همه هواداران موسوي همه گونه افترا چسبانده ميشود و اين هم تمجيد اب دارازاستاد اواز ايران ،شجريان كه بانگ دلنشين "ربنا"دم افطارش هيچگاه از ياد و دل مومنان نمي رود ..دليل اين توهين ها هم فقط اين بود كه ايشان از صدا و سيما خواستند تصنيف هايشان را پخش نكند

http://asriran.com/fa/pages/?cid=76094

كشته شدن حداقل 10 نفر و مجروح شدن بيش از 300نفر -به طور رسمي- كه رسانه ها ان را تا دو برابر امار مذكور هم  ميدانند از ثمرات تحمل نكردن اين خس وخاشاك بود و دستپاچگي در مورد توضيح ان به مردم و عاملان ان ،خصوصا در مورد تيراندازي به مردم از پايگاه بسيج در ميدان ازادي  وشليك به مردم از بام مسجد لولاگر كه فيلمهاي ان بارها در شبكه هاي خبري پخش شد و از همه دلخراشتر فيلم شهادت ندا اقا سلطان كه تاثر جهاني را برانگيخت باعث دادن گاف هاي بيشتر در مورد اين سركوبها بودضمنا اگر ايشان به دست منافقين كئردل كشته شده اند پس بايد  ايشان رسما شهيد اعلام شده و برايشن مجوز مراسم يادبود صادر ميشد پس چرا با برپايي مجلس ياد بود ايشان مخالفت شد؟اين لينك رو هم ببينيد...ا

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=52996

و البته اعترافات تلويزيوني ساختگي ، تكراري و غير قانوني كه حتي صداي خود نمايندگان  مجلس در مورد اثار عكس و تاثير منفي اون در اورده ...ا

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=53245

و پايان بخش اين سناريو سخنان جالب اقاي الهام درمورد عدم مسئوليت دولت در وقايع اخير و درخواست شكايت كتك خوردگان به قوه قضاييه...البته الهام عزيز نفرمدند كه شكايت از كه و نزد كه بريم و با چه ضمانتي؟

http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=53206

ما فرض ميكينم كه انتخابات كاملا صحيحي بوده است پس لطف كنيد به اين چند سوال پاسخ دهيد تا خيال همه مان راحت شود

-چرا از زمان انتخابات كليه سيتمهاي ارتباطي از اس ام اس،ايميل، فيسبوك،توييتر،ماهواره ها و حتي موبايلها قطع شدند؟

-چرا بيش از 500فعال سياسي و روزنامه نگار در كمتر از 3 روز بازداشت شدند؟

-چرا همه خبرنگاران خارجي از ايران اخراج شدند وحق تهيه گزارش را نداشتند؟

-چرا روزنامه كلمه سبز از شب انتخابات توقيف شد و روزنامه هاي داخلي حق بازتاب وقايع ايران را نداشتند؟

-چرا به راهپيمايي ارام و در سكوت مردم با باتوم ، قمه، گاز اشك اور و گلوله پاسخ داده شد؟

دلتان نمي خواهد اين كشور جمهوري باشد خب اعلام كنيد

دلتان نميخواهد ميزان راي ملت باشد ،مهم نيست

دلتان نميخواهد مردم در سرنوشتشان شريك باشند بازهم مهم نيست

ولي لطفا هنگام صحبت،من رو ...تصور نكنيد ..اين يكي را نمي توانم تحمل كنم...ا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 19:12  توسط سعید  | 

-          يك دختر 16 ساله با كمك  برادرش وسايلي از بازار خريده و در حياط خانه اش انرژي هسته اي توليد كرده!!!!! و اكنون جزو جوانترين دانشمندان هسته اي ماست

 

-          من مطمئنم كه امريكا به ايران حمله نمي كند ...چون من مهندسم و اهل حساب و كتاب هستم...!!ا

 

-          هنگامي كه يكي از فرماندهان امريكايي در عراق ميخواست با من عكس بيندازه زدم پشتش  و تشويقش كردم و گفتم هواي مردم عراق رو داشته باشيد

 

-          امروز ايران در تمام عرصه هاي بين المللي ،اعم از نيروگاهي،سيمان،توليد تراكتورو خودرو سازي در حال فتح بازارهاي دنياست!!!!ا

 

-          مدارك دانشگاهي، دلار، وتحريمهاي سازمان ملل كاغذ پاره اي بيش نيستند

 

-          از دست رييس جمهور امريكا ناراحتم چون در امريكا آزادي بيان وجود ندارد

 

-          مردم ايران از تحريم هاي جهاني خوشحال مي شوند و از آن استقبال ميكنند!!!!ا

 

-          يكي از شخصيتهاي  درجه 1 اسياي شرقي  كه متوجه شده بود ايران داره سريع تبديل ميشه به يه قدرت بلا منازع،...خلاصه حرفش اين بود كه اومده بود مثل اين خانوما  كه زنبيل مي ذارن تو صف شير ،واسه ما زنبيل بذاره...ا

 

-          در "هسته اي" امدند مارا دور بزنند...ا

 

-          در دانشگاه كلمبيا: در ايران اصلا همجنسگرا نداريم...ا

 

-          تدبير نظام اين بود كه كاري كنيم كه يا قطعنامه صادر نشود يا كم محتوا و كم اثر صادر شود و شما ديديد كه اين اتفاق با تدبير ما افتاد و قطعنامه در 29 ژوئن صادر شد كه مثل 29 اسفند ماست!!!!(ژوئن ششمين ماه ميلادي و معادل  هشتم تير ماه ماست)ا

 

-          اجازه چاپ دلارهاي بدون پشتوانه را به امريكا نمي دهم

 

-          اگر نگران سرنوشت مردم اسراييل هستيد ، كشور اسراييل را در جاي جديدي از اروپا،امريكا يا الاسكا ،بنا كنيد

 

-          از كشورهاي گوناگون به ما مراجعه ميكنند و علاقه مند به استفاده از تجربيات ما براي حل مشكلات جهاني هستند

 

-          مدعيان نتوانسته اند حتي يك تصميم سفرهاي استاني را زير سوال كارشناسي ببرند

 

-          در حاليكه نامه تبريك به اوباما حاوي غلط هاي املايي فراواني بوده و پس از تصحيح نامه ،مجددا ان را براي امضا حضورشان آورده اند ايشان مي فرمايند :"نامه قبلي را با "حالي"امضا " كرده ام كه آن "حال " ديگر تكرار نمي شود... همان اولي را بفرستيد"!!!!!!ا

 

-          سفرهاي استاني يك ابتكار است  كه در حال تبديل شدن به يك الگو در جهان است

 

و.....

      - در عراق امريكايي ها  قصد ربودن اين خادم ملت و باج خواهي از مردم عزيز را داشتند كه ما با يكي دو تغيير در برنامه، نقشه هاي انها را بر هم زديم

-          برخلاف ديدگاه هاي موجود ، من معتقدم كه زنان گيلاني با حفظ عفت خود ،در همه عرصه هاي كشاورزي حضور داشته اند

 

-          به عقيده من زن بزرگترين هديه اي است كه خدا به بشريت عطا كرده...ا

 

نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:47  توسط سعید  | 

 

كساني كه هميشه مخالف شركت در انتخابات هستند، براي خود دلايل ثابتي دارند دلايلي مثل:

-          راي نمي دهم تا اعتراضم را به اين نظام نشان دهم

-          راي نمي دهم چون راي من تاثيري ندارد و خودشون انتخاب ميكنن

-          راي نمي دهم تا پايه هاي اين نظام شل شه و حكومتشون نابود شه

-          راي نمي دهم تا  عدم مشروعيت مردمي اين نظام توي دنيا روشن شه و قدرتهاي بزرگ براي براندازي اين نظام كاري كنند

           خوشحال مي شم اگه كسي استدلال ديگه اي هم داره بشنوم تا بشه روش بحث كرد

     قبل از پاسخ به اين موارد ، يه سري موارد كلي هست كه گفتنش ضرر نداره

اول اينكه :طبق آمار، هميشه بيش از 50% مردم در انتخابات شركت ميكنند ،كمترين حضور مردم مربوط به انتخابات مجلس هفتم بود با 51%

دوم اينكه :هميشه گروهي از مردم با انگيزه هاي مختلف ،از مهر خوردن توي شناسنامه بگير تا دلايل شغلي يا حتي اداي دين به انقلاب و شهدا توي انخابات حاضر ميشن و در هر صورت در انتخابات حاضر خواهد بود وطبق امار هميشه جمعيتي بيش از 40% راي دهندگان رو تشكيل ميدن

سوم اينكه :در سوريه، ليبي و عراق در زمان صدام حسين، انتخاباتي با حضور 100% مردم !!!برگزار شده در حاليكه زماني كه در انتخابات رياست جمهوري فرانسه در زمان ساركوزي به علت نزديك بودن رقبا و رقابت شديد نامزدها، مشاركت 80% شكل گرفت موجب ثبت ركورد بعد از نزديك 40 سال شد...خب پس اگه ميزان اعلام شده حضور مردم (كه در عراق گاهي به زور كتك يا ترس از اخراج از اداره راي جمع اوري ميشد)نشان دهنده عمق دمكراسي و ثبات يك حكومته پس حكومت عراق يا ليبي دموكرات ترين ها توي دنيا هستند

چهارم اينكه :در تمام طول تاريخ  و مخصوصا از رمان شروع عصر جديد و دوران استعمارگري،هيچ كشور بيگانه اي دلش براي مردم كشور ديگه ، نمي سوزه و جز منافع خودش هيچ چيز براش توي اولويت نيست

 

-   خب اونايي كه راي نمي دن تا اعتراضشون رو به وضع موجود نشان بدن ،تو اين مدت چه كمكي به اصلاح وضع موجود كردن؟ يك نمونه مثال بزنيد كه اين نحوه اعتراض باعث تغيير كوچيكي توي ساختار حكومت شده باشه

در مجلس هفتم ،كه قشر عظيمي از مردم شركت نكردند چه اتفاقي افتاد؟ ايا كسي مجلسي ضعيفتر از مجلس هفتم در تاريخ ايران سراغ داره؟

نتيجه شركت نكردن در انتخابات دوره قبل چي شد؟ وضع موجود نتيجه راي ندادن كياس؟

يادمون باشه كه كه اگه با حضور شايد بشه تغيير ايجاد كرد با عدم حضور، قطعا وضعيت فعلي رو تحكيم خواهيم كرد

-    گروهي كه معتقدند از قبل رييس جمهور انتخاب شده است، اون قديمي ها شور و هيجان مردم براي راي دادن به بني صدر رو يادشونه؟   راي دادن يه خاتمي رو چطور؟ آيا كسي هست كه قبول نكنه در دور دوم انتخابات دوره قبل توي كشور جو انتخاباتي كاملا به نفع احمدي نژاد بود و مردم با اانگيزه هاي مختلف به ايشون راي دادن؟

قطعا شايد خط دهي و جهت دهي براي انتخاب يك كانديداي خاص باشه ولي اگه راي مردم حداكثري باشه ،كسي نمي تونه اون رو انكار كنه

 

-اون گروهي كه راي نميدن تا پايه هاي اين نظام شل شه و سرنگون شن،تجربه انقلاب قبلي براشون كافي نبوده؟ويراني ها و اسيب هاي  اون انقلاب رو از ياد بردن كه  به فكر يه انقلاب ديگه اند؟

ضمنا اگه نشونه اي از شل شدن پايه هاي رژيم توي اين چند سال سراغ دارند خوشحال ميشم كه بشنوم

-          گروه جهارم كه قاعدتا نبايد تعداشون زياد باشه ، واقعا مي تونن نمونه اي رو نام ببرن كه حضور يه كشور بيگانه اون هم پس از تصرف و اشغال اون كشور منجر به عزت و ازادي اونها شده باشه اون هم بدون هيچ چشم داشتي؟ ايا شما گربه اي رو ميشناسيد كه براي رضاي خدا موش بگيره؟

 

اون چيزي كه مشخصه اين كه در هر انتخاباتي حضور عمومي پايينتر بوده نتيجه اش براي مردم بدتر و براي گروه استبداد خواهان بهتر بوده ؛به انتخابات گذشته نگاهي منصفانه داشته باشيد و نظرتون رو در مورد اين حرف من بگين

 

اميدوارم همتون نظر واقعي و به دور از تعصب  خودتون رو بدين تا بتنونيم به جاهاي خوبي برسيم

ضمنا تا انتخابات 44 روز باقيمونده...

هميشه شاد وموفق باشيد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 13:45  توسط سعید  | 

از امروز دقيقا پنجاه روز تا مهمترين اتفاق چهار سال آينده ،وقت باقي مونده ،تا روز انتخابات رياست جمهوري دهم كه ميتونه نه تنها توي وضعيت چهار سال آينده  كه حتي نسل هاي بعد هم تاثير بذاره...

 

اين اتفاق كوچيكي توي كشور نيست ،از امروز تا روز انتخابات سعي ميكنم كه  حرفها و گفته هامون بيشتردر مورد اين موضوع باشه

براي شروع با اين سوال شروع ميكنم كه  اصلا توي انتخابات شركت ميكني؟

دليلت رو هم بگو لطفا

 

منتظر نظرات خوب و موثرت هستم

اميدوارم حضور در اين محيط باعث ازارتون نشه

هميشه شاد وموفق باشي

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 10:20  توسط سعید  | 

 
                                                         دموکراسي

 

 

 

بر رسي رابطه بين توسعه اقتصادي و دموکراسي مستلزم درک روشن مفاهيم دموکراسي و توسعه اقتصادي پايدار و داشتن شاخص هايي است که از طريق آنها بتوان ميزان دموکراسي و توسعه اقتصادي را سنجيده  و رابطه بين آنها را به لحاظ تجربي ارزيابي کرد. 

 

در تعريف شومپيتر، اقتصاددان برجسته آمريکايي،  دموکراسي ساختاري نهادي براي  تصميم گيري هاي  سياسي است که در آن افراد حق مشارکت در تصميمگيري را  از طريق رقابت هاي انتخاباتي بدست ميآورند.  در اين تعريف اداري و سازماني، دموکراسي فاقد ارزشي ذاتي مانند مطلوبيت سعادت فرد  و برابري است.  اما حتي در تعريف غير ارزشي شومپيتر، همانطور که خود خاطر نشان ميکند،  موفقيت دموکراسي به شرايطي بستگي دارد که چندان هم فارغ از قضاوت هاي ارزشي نميباشند مانند:

1.      وجود سياست مداراني که داراي شهامت اخلاقي و توانايي سياسي باشند

2.       محدود و مشروط بودن قدرت و اختيارات دولت

3.      وجود يک دستگاه ديوانسالار درستکار و موثر

4.      پايبندي به سيستم انتخاباتي و پذيرش نتايج آن و

5.      فرهنگ مدارا. 

 

اين شرايط در واقع نشان ميدهند که در نظر شومپيتر هدف از دموکراسي حمايت از آزادي فرد، از طريق ارتقا فرهنگ مدارا، خويشتن داري در استفاده از قدرت  و محدود کردن نفوذ دولت در جامعه ميباشد.

 

ليپست، هانتينگتون و پرژورسکي، مانند شومپيتر، دموکراسي را از نقطه نظر نظم نهادي و سازماني تعريف ميکنند.  ليپست دموکراسي را سيستمي سياسي ميداند که امکان و فرصت منظم و ادواري تغيير دولت را از طريق قانون فراهم مي آورد.  هانتينگتون دموکراسي را نظامي سياسي ميداند که در آن پرقدرت ترين تصميمگيران از طريق انتخابات ادواري برگزيده ميشوند،  همه افراد بالغ داراي حق راي ميباشند و نامزدهاي انتخابات براي کسب راي مردم آزادانه با يکديگر رقابت ميکنند.  بالاخره،  پرژورسکي دموکراسي را سيستمي تعريف ميکند که در آن برکناري حزب سياسي حاکم از طريق انتخابات همواره ميسر است،  زيرا که قدرت برخاسته از راي مردم است. 

 

برداشت حداقل يا فرماليست از آزادي سياسي، دموکراسي را مترادف با برگزاري انتخابات منصفانه، منظم وادواري ميداند.  اما برداشت جامع تر،  برندگان انتخابات را الزاما صاحبان اصلي قدرت نميداند و معتقد است که حسابدهي و انتخاب سياسي واقعي مستلزم وجود آزادي  و جمعگرايي گسترده تري است.  در اين راستا، برخي از محققان، مانند سارتوري  بر آنند که دموکراسي مفهومي ارزشي و آرماني است. مفهوم ليبرال دموکراسي از اين دسته ميباشد که بر ارزش ذاتي آزادي سياسي در دموکراسي تاکيد دارد.  براي مثال مارگوليس ليبرال دموکراسي را سيستمي ميداند که در آن هدف اوليه دولت کمک به رشد فرديت  وتامين آزادي هاي فردي ميباشد.  رکن ديگر ليبرال دموکراسي حق مشارکت در تصميم گيري هاي  سياسي و اجتماعي است.  در اين راستا، بولن،  دموکراسي را متشکل از دو عنصر اصلي ميداند:

 

1.      آزادي سياسي، يعني حق آزادي عقيده، بيان و تشکيل احزاب سياسي براي کليه شهروندان.

2.      حکومت دموکراتيک، يعني پاسخگويي دولت به مردم و حق افراد براي مشارکت در دولت بطور مستقيم و يا از طريق انتخاب نماينده.

 

برداشت دموکراتيک از دموکراسي دامنه ليبرال دموکراسي را گسترش داده، بر آن است که تامين آزادي سياسي مستلزم آن است که شهروندان در بهره برداري از امکانات اقتصادي  و آزادي هاي سياسي از فرصت هاي برابر بهره مند باشند.  لذا، براي دولت اين حق را قائل است که آزادي اقتصادي، از جمله حق مالکيت خصوصي و توزيع درآمد را تنظيم کند. البته،  تا آنجا که اين دخالت، ارکان ليبرال دموکراسي، يعني آزادي هاي فردي، اقتصادي و سياسي را متزلزل نکند.  اين برداشت طيف وسيعي را در بر ميگيرد.  جناح  ليبرال دموکرات بر آزادي هاي فردي و اقتصادي تاکيد ميکند و خواهان حداقل دخالت دولت ميباشد.  در مقابل، جناح سوسيال دموکرات به تامين فرصت هاي برابر اهميت بيشتري ميدهد و دست دولت را در تنظيم امور اقتصادي بازتر ميگذارد. 

 

جناح ميانه، سوسيال ليبرال دموکرات،  تلاش ميکند تا بين دو سوي اين معادله تعادلي مطلوب فراهم آورد.  در واقع، تعيين سطح مطلوب دخالت دولت در آزادي اقتصادي تا حدودي به ساختارهاي اقتصادي و سياسي جامعه و تجربه تاريخي آن بستگي دارد.  براي مثال، جامعه ايران همواره از ديکتاتوري رنج برده، ساختار اقتصادي آن متکي بر سرمايه داري دولتي است و طبقه حاکمه با استفاده از باورهاي مذهبي و مناسبات اجتماعي پيشا صنعتي سلطه ايدئولوژيک، اقتصادي و سياسي خود را بر جامعه تحميل ميکند.  در چنين جامعه اي اصلاحات اجتماعي مستلزم عقب راندن مرزهاي دخالت دولت، تامين آزادي هاي فردي و تامين آزادي هاي سياسي و اقتصادي ميباشد.  در اين چارچوب، تامين فرصت هاي برابر در بهره برداري از امکانات اقتصادي، عمدتا از طريق توليد اشتغال، تامين دسترسي به آموزش، بهداشت  و بيمه اجتماعي انجام ميگيرد.  

 

از سوي ديگر،  مکتب مارکسيسم آزادي هاي سياسي و اقتصادي را در چارچوب ستيز طبقاتي بررسي کرده  و آنها را ابزاري براي تامين منافع طبقاتي ميداند. اين نظريه در وجه لنينيستي آن، ديکتاتوري پرولتاريا، تا آنجا پيش ميرود که هم آزادي سياسي و هم آزادي اقتصادي را حذف و نقض و انحصار کامل آنها توسط دولت را نهادينه ميکند.      

 

1.  شاخص هاي دموکراسي

 

ارزيابي تجربي رابطه بين دموکراسي و توسعه اقتصادي مستلزم داشتن شاخص هايي است که توسط آنها بتوان رابطه بين اين دو پديده را به لحاظ کمي مطالعه کرد.  شاخص هاي سنجش دموکراسي عمدتا بر دو نوعند:

·        مقطعي يا ناپيوسته، مانند شاخص تغيير رژيم گاسيوروسکي يا شاخص دموکراسي پرژورسکي[

·        شاخص هاي پيوسته مانند شاخص نهادهاي دموکراسي گور شاخص حقوق سياسي و آزادي هاي مدني گاستيلو شاخص ليبرال دموکراسي بولن 

 

بررسي هاي کمي و اقتصاد سنجي دموکراسي مستلزم کاربرد نوع دوم اين شاخص ها است که مشخصات عمده آنها به قرار زير است:

 

·        شاخص ليبرال دموکراسي بولن: در برداشت بولن ليبرال دموکراسي داراي دو بعد اصلي است: 1- آزادي سياسي؛  2- حاکميت مردم.  بعد اول توسط ميزان آزادي مطبوعات و آزادي اجتماعات و احزاب سنجيده ميشود. بعد دوم بر مبناي منصفانه بودن انتخابات، به ويژه انتخابات پست ها و ارگان هاي اجرايي و قانونگذاري ارزيابي ميگردد.  شاخص هاي اپوزيسيون سياسي بانک حقوق سياسي گاستيل و شاخص کارايي ارگان هاي قانون گذاري بانک، متغيرهايي ميباشند که بر مبناي آنها شاخص بولن محاسبه ميشود. ارزش شاخص ليبرال دموکراسي بولن بين 0 و 100 ميباشد که 100 مبين ليبرال دموکراسي کامل است.  شاخص بولن براي 102 کشور و براي سه سال 1960، 1965 و 1980 موجود است.

 

·        شاخص دموکراسي نهادينه گور:  شاخص دموکراسي نهادينه گور شاخصي است مرکب که از سه عنصر تشکيل ميشود:  1- مشارکت در قدرت سياسي از طريق رقابت؛ 2- تضمين باز بودن و شفافي گزينش پست هاي اجرايي؛  3- وجود نهادهاي اجتماعي موثر براي کنترل و نظارت براعمال قدرت اجرايي دولت. شاخص گور بين 0 تا 10 تغيير ميکند  که 10 مبين دموکراسي کامل ميباشد. پوشش زماني شاخص گور از سال 1800 (براي 22 کشور) آغاز ميشود و در حال حاضر براي متجاوز از 150 کشور موجود است. 

 

·        شاخص حقوق سياسي گاستيل:  شاخص حقوق سياسي گاستيل ميزان مشارکت در قدرت سياسي و دموکراتيک بودن روش هاي موجود براي  مشارکت در قدرت سياسي را ميسنجد. اين شاخص کشور ها را بر اساس سطح حقوق سياسي بين 1 تا 7 رتبه بندي ميکند  که 1 مبين وجود بيشترين سطح حقوق سياسي است. 

 

·        شاخص آزادي مدني:  اين شاخص کشور ها را بر اساس سطح آزادي هاي مدني بين 1 تا 7 رتبه بندي ميکند  که 1 مبين وجود بيشترين سطح آزادي مدني ميباشد.  تاکيد شاخص آزادي مدني بر ميزان آزادي بيان، اجتماعات، احزاب، اتحاديه ها، آزادي مطبوعات، آزادي مذهب،  استقلال دستگاه قضايي و آزادي اقتصادي ميباشد.  

 

هر يک از چهار شاخص فوق داراي کاستي ها و برتري هاي معيني ميباشند. شاخص بولن به لحاظ تئوريک از ساير شاخص ها منسجم تر است اما پوشش زماني و کشوري آن بسيار محدود ميباشد.  پوشش زماني و کشوري شاخص گور بسيار گسترده است اما مقاطعي که ساختار سياسي کشورها در آن متحول شده است را در بر نميگيرد. اين امر کاربرد شاخص گور را بسيار محدود ميکند.  شاخص هاي حقوق سياسي و آزادي مدني 201 کشور را در بر ميگيرند اما پوشش زماني آن ها محدود ميباشد و وقايع قبل از سال 1972 را در بر نميگيرند.  بعلاوه، اين شاخص ها هر يک تنها يک جنبه از دموکراسي را مي پوشانند.  عليرغم اين کاستي ها با استفاده مناسب ازاين شاخص ها ميتوان ميزان دموکراسي را سنجيده و رابطه بين دموکراسي، توسعه اقتصادي و عوامل تعيين کننده آنرا مورد بررسي تجربي قرارداد.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 16:2  توسط سعید  | 

متن کامل اعلاميه جهانی حقوق بشر

از آنجا كه شناسايي حيثيت ذاتي كليه اعضاي بشري و حقوق يكسان و انتقال ناپذير آنان اساس آزادي , عدالت و صلح را در جهان تشكيل مي دهد.از آنجا كه عدم شناسايي و تحقير حقوق نشر منتهي به اعمال وحشيانه اي گرديده استبشريت را كه روح به عصيان واداشته و ظهور دنيايي كه درآن افراد بشر در بيان عقيده ,آزاد و از ترس و فقر ,فارغ باشند به عنوان بالاترين آمال بشر اعلام شده است.

از آنجا كه اساسا" حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت كرد تا بشربه عنوان آخرين علاج به قيام بر ضد ظلم وفشار مجبورنگردد.

ازآنجا كه اساسا" لازم است توسعه روابط دوستانه بين ملل را مورد تشويق قرار داد.
از آنجا كه مردم ملل متحد, ايمان خود را به حقوق اساسي بشر و مقام و ارزش فرد انساني حقوق مرد و زن و تساوي مجددا" در منشور, اعلام كرده اند و تصميم راسخ گرفته اند كه به پيشرفت اجتمايي كمك كنند و در محيطي آزاد تر وضع زندگي بهتري بوجود آورند.
از آنجا كه دول عضو متعهد شده اند كه احترام جهاني و رعايت واقعي حقوق بشر و آزاديهاي اساسي را با همكاري سازمان ملل تامين كنند.

از آنجا كه حسن تفاهم مشتركي نسبت به اين حقوق و آزاديها براي اجراي كامل اين تعهد, كمال اهميت را دارد,مجمع عمومي اين اعلاميه جهاني حقوق بشر را آرمان مشتركي براي تمام مردم و كليه ملل, اعلام ميكند و افراد همه اركان اجتماع, اين اعلاميه را دايما" ,در مد نظر داشته باشند و مجاهدت كنند كه به وسيله تعليم و تربيت, احترام اين حقوق و آزاديها توسعه يابد و با تدابير تدريجي ملي و بين المللي, شناسايي و اجراي واقعي و حياتي آنها چه در ميان خود و چه در بين مردم كشورهايي كه در قلمرو آنها مي باشد, تامين گردد.

ماده 1- همه افراد بشر آزاد و با حيثيت و حقوق يكسان زاييده مي شوند و داراي موهبت خرد و وجدان ميباشند و با يكديگر با روحيه برادري رفتار كنند.

ماده 2- هركس مي تواند از كليه آزاديها كه در اعلاميه حاضر به آن تصريح شده,بي هيچگونه برتري, منجمله برتري از نظر نژاد و رنگ و جنس و زبان و دين يا هر عقيده ديگر, و از نظر زاد و بوم يا موقعيت اجتماعي, و از نظر توانگري يا نسب يا هر وضع ديگر بهره مند گردد. نيز هيچ امتيازي بر اساس نظام سياسي يا قانوني يا بين المللي مربوط به كشور يا سرزميني كه شخص از تبعه آن محسوب است وجود نخواهد داشت,خواه سرزمين مزبورمستقل باشد يا زير سرپرستي, خواه فاقد خود مختاري باشد يا سرزميني كه حاكميت آن به شرطي از شروط محدود شده باشند.

ماده 3- هر كس حق دارد از زندگي و آزادي و امنيت شخص خويش برخوردار باشد.

ماده 4- هيچ كس را نمي توان به بنده گي يا برده گي گرفت.بنده گي و سوداگري بنده در هر شكل كه باشد ممنوع است.

ماده 5- هيچ كس را نمي توان شكنجه كرد يا مورد عقوبت يا روش وحشيانه و غير انساني يا اهانت آميز قرار داد.

ماده 6- هر كس داراي اين حق است كه شخصيت حقوقي او در همه جا مراعات گردد.

ماده 7- همه افراد در پيشگاه قانون يكسانند و حق دارند كه بي هيچ تفاوت از پشتيباني قانون بطور برابر استفاده كنند.
هر كس حق دارد در مقابل هرگونه تبعيض كه ناقض اين اعلاميه باشد ودر مقابل هرگونه عملي كه چنين تبعيضي را تشويق كند, از حمايت يكسان قانون برخوردار گردد.

ماده 8- هركس مي تواند از تعدي به حقوق اصلي كه به موجب قانون اساسي يا قانونهاي ديگر براي او شناخته شده است به دادگاههاي صلاحيت دار ملي متوسل گردد تا حقش استيفا شود.

ماده 9- هيچ كس را نمي توان خودسرانه بازداشت كرد يا زنداني ساخت يا تبعيد نمود.

ماده 10- هركس حق دارد با استفاده كامل از تساوي حقوق با ديگران, دعواي او در يك دادگاه مستقل و بي طرف عادلانه و علني رسيدگي شود و آن دادگاه در باره حقوق و تعهدات او,يا صحت هرگونه اتهام كيفري كه به او متوجه باشد حكم دهد.


ماده 11
الف) هركس متهم به ارتكاب جرمي باشد, تا وقتي تقصير او طي محا كمه علني كه در آن هر گونخ تضمين ضروري براي دفاع تامين شده باشد قانونا" به ثبوت نرسد, بيگناه محسوب مي شود.
ب) همچنين هيچكس به علت ارتكاب عملي يا خودداري از عملي محكوم نخواهد شد مگر وقتي كه آن كار بموجب قوانين ملي يا بين المللي در هنگام ارتكاب, جرم محسوب باشد.نيز هيچكس به مجازاتي بيش از مجازات مقرر در هنگام ارتكاب جرم محكوم نخواهد شد.

ماده 12 - زندگاني خصوصي يا امور خانوادگي يا محل سكونت, يا مراسلات كسي نبايد در معرض دخالت خود سرانه واقع شود.نيز به حيثيت و حسن شهرت هيچكس نمي توان حمله كرد.
هركس حق دارد در اين گونه دخالت ها يا اين گونه تجاوزها, از پشتيباني قانون برخوردار باشد.

ماده 13
الف) هركس حق دارد در داخل هر كشور آزادانه نقل مكان كند و هر كجا بخواهد اقامت گزيند.
ب) هركس مي تواند هر كشوري را كه بخواهد, منجمله كشور خود را,ترك كند و مي تواند به كشور خود باز گردد.

ماده 14
الف) هركس حق دارد براي گريز از هر گونه شكنجه و فشار به جايي پناهنده شود. نيز مي تواند در ساير كشورها از پناهندگي استفاده كند.
ب) در جرايم غير سياسي يا اموري كه مخالف با اصول و هدفهاي ملل متحد باشد نمي توان از حق پناهندگي استفاده كرد.

ماده 15
الف) هركس مي تواند هر مليتي را بخواهد بپذيرد.
ب) هيچ كس را نمي توان خود سرانه از مليت او محروم ساخت يا حق تغيير مليت از اورا سلب نمود.

ماده 16
الف) زن و مرد وقتي به سن ازدواج برسند مي توانند بدون هيچ قيد نژادي و ملي و ديني ازدواج كنند, و خا نوا ده بنياد گذارند. آنان به هنگام زناشويي و در اثنا و هنگام انحلال آن داراي حقوق متساوي مي باشند.
ب) عقد ازدواج جز با رضاي آزادانه همسران آينده,قانوني نيست.
ج) خانواده عنصر طبيعي و اساسي اجتماع است و بايد از پشتيباني جامعه برخوردار باشد.

ماده 17
الف) هركس به تنهايي يا با شراكت ديگري داراي حق مالكيت است.
ب) مالكيت هيچ كس را نمي توان بر خلاف قانون از وي سلب كرد.

ماده 18- هركس داراي حق آزادي فكر و ضمير و دين است. لازمه اين حق آن است كه هر كس خواه به تنهايي يا با ديگران علني يا خصوصي از راه تعليم و پيگيري و ممارست, يا از طريق شعايير و انجام مراسم ديني,بتواند آزادانه,دين و يقينات خود را ابراز كند.


ماده 19- هر كس آزاد است هر عقيده اي را بپذيرد و آن را به زبان بياورد و اين حق شامل پذيرفتن هرگونه راي بدون مداخله اشخاص مي باشد و مي تواند به هر وسيله كه بخواهد بدون هيچ قيد و محدوديت به حدود جغرافيايي, اخبار و افكار را تحقيق نمايد و دريافت كند و انتشار دهد.

ماده 20
الف)هر كس حق دارد آزادانه در احزاب و جماعت هاي مسالمت آميز شركت جويد.
ب) هيچ كس را نمي توان وادار ساخت به حزبي بپيوندد.

ماده 21
الف) هركس حق دارد مستقيما" يا به وسيله نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند در اداره امور عمومي كشور خود شركت جويد.
ب) اراده ملت اساس قدرت اختيارات ملي است,اين اراده به وسيله انتخابات شرافتمندانه صورت مي گيرد كه دوره به دوره از طريق انتخابات عمومي يكسان, با راي مخفي يا بنا به روشي مشابه با آن كه آزادي راي را تامين , انجام مي يابد.

ماده 22 - هر كس از حيث اينكه عضو جامعه محسوب است حق دارد از تامين اجتماعي برخوردار گردد, و مي تواند به كمك كوشش ملي و ياري بين المللي با توجه به سازمان و امكانات هر كشور از حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي كه با حيثيت و تكامل آزاد شخصيت انساني ملازمه داشته باشد بهره ور گردد.

ماده 23
الف) هر كس حق كار و حق برگزيدن آزادانه كار با شرايط عادلانه و ارضا, كننده دارد, نيز حق دارد كه در مقابل بيكاري حمايت شود.
ب) هر كس در مقابل كار مساوي, بدون هيچ گونه رعايت امتياز, حق دستمزد مساوي دارد.
ج) هر كس در مقابل كار, حق دارد دستمزدي منصفانه و ارضا كننده دريافت كند كه براي او و خانواده اش وجه معيشتي فراهم آورد كه شايسته حيثيت كمال يافته انساني باشد و در صورت مقتضي حق دارد از كليه وسايل حمايت اجتماعي استفاده نمايد.
د) هر كس حق دارد براي پشتيباني از منافع خود, با ديگران تشكيل سنديكا بدهد و عضو سنديكايي شود.

ماده 24- هر كس حق استراحت و استفاده از ايام فراغت دارد, منجمله حق دارد ساعات كارش بطور معقول محدود باشد و از مرخصي نوبتي با دريافت حقوق استفاده كند.

ماده 25
الف) هركس حق دارد از سطح يك زندگاني برخوردار باشد كه سلامت و رفاه او و خانواده اش, منجمله خوراك و لباس و مسكن و رسيدگي هاي پزشكي آنان را تامين كند. همچنين حق دارد از خدمات ضروري اجتماعي در هنگام بيكاري و بيماري و درمانده گي و بيوه گي و پيري يا در ساير مواردي كه بنا به اوضاع و احوالي بيرون از اراده او, وسايل معاش وي مختل گردد استفاده كند.
ب) مادر بودن و فرزند بودن, استفاده از كمك و مساعدت مخصوص را ايجاب مي كند.هر كودك خواه حاصل زناشويي قانوني باشد يا غير قانوني, از حمايت اجتماعي برابر برخوردار مي گردد.

ماده 26
الف) هر كس حق دارد از تعليم و تربيت استفاده كند. تعليم و تربيت بايد دست كم در مورد آموزش ابتدايي و اساسي رايگان باشد. تعليمات فني و حرفه اي بايد براي همه ممكن باشد. دسترسي به تعليمات عاليه بايد براي همه و بنا به شايستگي هر كس امكان پذير باشد.
ب)هدف تعليم و تربيت بايد شكوفايي كامل شخصيت بشري و تقويت احترام به حقوق بشر و آزاديهاي اساسي باشد. تعليم و تربيت بايد حسن تفاهم و گذشت ودوستي بين همه ملتها و همه گروهها از هر نژاد يا هر دين, همچنين گسترش فعاليتهاي ملل متحد را براي حفظ صلح تسهيل كند.
ج) پدر و مادر براي تعيين نوع تعليم و تربيت فرزند خود حق اولويت دارند.

ماده 27
الف) هر كس حق دارد آزادانه در زندگاني فرهنگي اجتماع شركت جويد و از اقسام هنرها استفاده كند و در پيشرفت علمي و بركات حاصل از آن سهيم باشد.
ب) هر كس حق دارد از منافع اخلاقي و مادي ناشي از هرگونه دستاورد علمي و ادبي يا هنري كه بوجود آورده باشد حمايت شود.

ماده 28- هركس حق دارد بكوشد تا در سطح اجتماعي و جهاني چنان سامان و نضمي حكمفرما شود كه حقوق و آزاديهايي كه در اين اعلاميه اعلام شده است در آن سطح به نتيجه كامل برسد.

ماده 29
الف) هركس نسبت به اجتماعي كه فقط در آن اجتماع رشد آزاد و كامل شخصيت او امكان پذير است تكاليفي بر عهدهدارد.
ب)هركس در اجراي حقوق و در مقام برخورداري از آزاديهاي خويش, تنها از محدوديت هايي پيروي مي كند كه قانون منحصرا" به منظور تامين شناسايي و حرمت به حقوق و آزاديهاي ديگران, بالجمله براي تحقق بخشيدن به مقتضيات عادله اخلاق و نظام اجتماعي و مصلحت عمومي, در يك جامعه دموكرات وضع كرده باشد.
ج) در هيچ حال نمي توان حقوق و آزاديهاي مزبور را به نحوي بكار برد كه با هدفها و اصول ملل متحد منافي باشد.

ماده 30- هيچ يك از مقررات اعلاميه حاضر را نميتوان بنحوي تفسير كرد كه براي دولتي يا گروهي يا فردي متضمن حقي شود كه بنا بر آن, بتواند به فعاليتي دست زند يا كاري انجام دهد كه هدف آن از بين بردن حقي از حقوق و آزاديهاي مذكور در اين اعلاميه باشد.

آنچه در اين دو قسمت آمد متن كامل اعلاميه جهاني حقوق بشر بود
اين اعلاميه شامل يك ديباچه و 30 ماده,در تاريخ 10 دسامبر 1948 مطابق با 19 آذر 1327 خورشيدي در مجمع سازمان ملل تصويب شد و جهانيان اين روز را به نام " روز حقوق بشر" جشن مي گيرند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 15:42  توسط سعید  | 

کوروش بزرگ پس از آنکه بابل را فتح کرد قانون آزادگی همگانی را صادر نمود.

بندهای این منشور که میتوان آن را نخستين اعلامیه ی حقوق بشردر جهان نامید بر روی سفالی به زبان اکدی نوشته و نسخه هایی از آن نیز به اطراف قلمروحکومت فرستاده شد .

گفته های کوروش بزرگ در این اعلامیه (در نیمه دوم قرن ششم پیش از میلاد) از دیدگاهی نوین درباره شخصیت بشری حکایت دارد و از ديدگاه اين پادشاه بزرگ همه ی انسانها ارزشی برابردارند و هر کس میتواند بنابر گزینش خود خدای خود را بپرستد.

آزادی حقیقی و آگاهی و حق تصاحب و حق زندگی صلح آمیزدر هر کشور مورد نظر برای همگان پذیرفته شده است. کشف استوانه ی فوق درسال 1978 میلادی در ویرانه های کاخی در شهر باستانی بابل صورت پذیرفت.

این استوانه که از سربلندی های ايرانيان است امروز در موزه ی بریتانیا نگهداری میشود.



بازگردان گفته های پادشاه ايرانی با فارسی در زير آمده است:

اينك كه به ياري مزدا ، تاج پادشاهی ايران و بابل و كشورهاي چهار سو را به سر گذاشته ام ، به شما پيام می دهم كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا نيروی پادشاهی را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه اميران و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را کوچک کرده يا به آنها توهين نمايند .

من از امروز كه تاج پادشاهی را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا نيروی پادشاهی را به من مي دهد ، هر گز پادشاهی خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به پادشاهی خود بپذيرد كند يا نه. و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي چهار سوی هستم نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .

من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به گونه ای ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايند.

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .

من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، داشته باشد و در هر جا كه ميل دارد زندگی كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را پايمال نکند و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر گونه كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .

من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران

من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و کشورهای چهار سوی ديگرم بر عهده گرفته ام ، پيروز گرداند .


+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 15:36  توسط سعید  | 

آزادی يا Liberty چيست؟

اين اصطلاح معادل واژه ليبرته Liberte در زبان فرانسه و ريشه لاتين آن Libertas است كه به مفهوم فقدان جبر و دوری از قيد و بند ميباشد.

آزادي، وضع، حال ورفتاري است كه درآن شرايط و روابط جبري وسنگيني قدرت محسوس نباشد وبازدارنده حركت ذاتي وطبيعي آدمي نشود.

واژه آزادي درفارسي ازريشه پهلوي (آزات) به معناي وارسته، نجيب وجوانمرد است.

از لحاظ اجتماعي، آزادي انواع مختلف دارد. آزادي سياسي، آزادي اقتصادي، آزادي فرهنگي و .... و نيز جنبه هاي متعدد دارد. آزادي بيان، آزادي نوشتار، آزادي كردار و ....

آزادي شامل آزادي انديشه وعقيده و امكان بروز آن در جامعه است و يكي از اركان دمكراسي بشمار ميرود.

آزادي مترادف هرج و مرج وعنان گسيختگي نيست. درآزادي متعالي و سازنده امر انتظام مستتر است. آزادي بدون انتظام دروني و بروني، نوعي هرج ومرج است كه با ذات و آثار آزادي مغايرت دارد.

آزادي هاي چهارگانه ( Four Freedoms)

درتاريخ معاصر آمريكا سابقه اين اصطلاح به ششم ژانويه 1941 ميرسد كه فرانكلين روزولت رئيس جمهور وقت آمريكا در آن روز طي نطقي خطاب به كنگره آمريكا اصول آن را بد ين شرح بيان داشت::

1 – آزادي گفتار و بيان
2 – آزادي از نيازمندی
3 – آزادي از ترس
4 – آزادي پرستش پروردگار

آزادي هاي فردي يا Individual Liberties

آزادي هاي فردي عبارت از حقوقي است كه توسط دولتها براي افراد شناخته و آن را تضمين نموده اند، نظير آزادي مطبوعات، انجمن، تجارت، دين ، اقامت و كسب و كار. معمولا اين حقوق در قوانين اساسي كشورها تضمين ميگردد.

واژه آزادی به خودی خود واژه بزرگی است و با عبارت‎هایی همچون آزادیهای اجتماعی و حقوق بشر آمیخته شده‌است. «آزادی» واژه‌ای تعریف شده‌است و دولت به عنوان نماینده مردم وظیفه حفظ و نگهداری «آزادی‎ها» را بر عهده دارد.

برخی از آزدای‎های شناخته شده در زیر می آيد:
آزادی مذهب
آزادی پوشش
آزادی اقتصادی
آزادی رای و انتخابات آزاد و دمکراتیک
آزادی‎های اجتماعی
آزادی جنسی (از جمله آزادی در عشق به همجنس)
آزادی سیاسی
آزادی آموزشی و حق ادامه تحصیلات
آزادی‎های قومی و ملیتی
آزادی‎های مدنی
آزادی ابراز عقیده
آزادی رسانه و مطبوعات
آزادی انتقاد کردن از قدرت
آزادی اعتراض کردن
آزادی مقاومت (از جمله در برابر اشغال نظامی، استعمار )


+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 15:26  توسط سعید  | 

Entry for November 22, 2007 magnify

ایران و ایرانی چقدر می ارزند؟آیا اصلا" ارزشش را دارند؟(1)

سلام و ببخشید که این سوال را کردم، فقط امیدوارم این مطلب را تا انتها بخوانید و نظر خود را به این حقیر بدهید...

تجربه تاریخی ثابت کرده که وقتی چیزی از یک فرهنگ یا تمدن به فرهنگ یا تمدن دیگری وارد می شود، برحسب نوع شرایط فرهنگی وفکری مردم آن کشورها دچار تغییرات جزیی ویا بعضا کلی می شوند

دموکراسی یا فرهنگ حکومت مردم بر خود با تکیه بر اصل شایسته سالاری در ایرانبرای اولین بار در زمان انقلاب مشروطه شنیده شد

چند سال قبل از آن ناصرالدین شاه-که بعدها بین مردم و حتی علما به شاه شهید معروف شد

و علاقه زیادی به فرهنگ و هنرداشت و بیش از شش سال از پادشاهی خود را در خارج از کشور گذرانید،در همین زمان بود که امیر کبیر عده ای را جهت تحصیل به خارج از کشور فرستاد

شما خود را جای آن ایرانیان خارج رفته بگذاریداز کشوری که پادشاهش بالغ بر 80 زن رسمی دارد به کشوری بروید که مرم خود حاکمانشان را توبیخ می کنند و دولتمردانشان به جای آنکه برای تفریح خود و حرمسرایشان کشور را بر باد دهند به دنبال منابع و منافع ملی در کشورهای دیگری هستند،چه حسی به شما دست می دهد؟

خلاصه این دوستان حالا تحصیل کرده ما به کشوری برگشتندکه هشتاد درصد جمعیتش بی سواد مطلق بوده و پادشاهی دارند که به تنهایی پنجاه سال،دقت کنید 50 سال، برآنها حکومت کرده است

این گروه شرح انچه دیده بودند برای مردم و علمای آن زمان که از دید مردم باسوادترین وآگاهترین مردم روی زمین بودند، گفتند

به نظر شما آیا آن مردم از گفته های آنان چیزی فهمیدیدند؟

به هرحال بین علما و بازار با مظفرالین شاه سر مساله ای کاملا غیر دموکراتیک اختلاف افتادو با سرکردگی روشنفکران و علما و با دو نیت کاملا متفاوت شاه خلع ید و مشروط شدو مردم خوشحال از این پیروزی خود را برای انتخابات مجاس حاضر کردند

ولی یک مشکل کوچک وجود داشت قرار بود روشنفکران قانونی بنوسیند که با قانون علما و شاه و مردم تا آن زمان در تضاد بود،در نتیجه همه دعواها تازه شروع شد ،چون هیچ کس نمی دانست و نمی دانست که چرا و چگونه در مشروطه سهیم شده است؟

اصطلاحا روشنفکران به فکر طی کردن یک شبه ره صد ساله اروپاییان،علما به دنبال تحکیم اسلام و مردم؟؟؟؟از آنها چه توقعی دارید؟

و به همین دلیل تمام مشروطه گران کشته،تبعید،خود فروخته یا منزوی می شوند و این داستان ماجرایی است که از آن به عنوان جهش عظیم به سمت آزادیخواهی در ایران نام می برند

شرمنده که سرتان را درد آوردم فقط چند نکته مانده و آن اینکه ما واردات خوب را بلد نیستیم ما تقلید خوب را هم بلد نیستیم،شرمنده که این را می گویم ولی اگر ممکن است خواهش می کنم به سوالات زیر پاسخ دهید

-همه ما کوروش کبیر را می شناسیم و او را مایه مباهات خود می دانیم،چند نفر از ما تا کنون تاریخ زندگی او را کامل خوانده اند؟چند نفر می دانند که او با سیروس فرق دارد؟

- همه ما داریوش را بزرگترین شاه ایرانی می دانیم،چند نفر از ما می دانند که او داریوش اول نیست؟

-همه ما به اینکه کوروش نویسنده منشور حقوق بشر بوده افتخار می کنیم،اما چند نفر از ما می دانیم که این منشور چند بخش است و محتوای آن چیست؟

-آیا به علتها و دلایل مشروطه و بانیان آن فکر کرده ایم؟

دوست عزیز من هر تغییری نیاز به پیش نیازهای مهمی دارد تا درست انجام شود،مهمترین پیش نیاز آزادی،آگاهی است...

در صورت استقبال از این بحث از جانب شما سروران گرامی،این بحث را در مورد موارد جدیدتر از جمله ملی شدن نفت و...نیز ادامه خواهم داد

امیدوارم با اظهار لطف از اشکالات اینجانب در آگاه شدن بیشتر این حقیر یاری فرمایید

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 3:57  توسط سعید  | 

Entry for November 20, 2007
Entry for November 20, 2007 magnify

سه ضايعه اقتصادي

حاصل سياست تنش: - سه شنبه 29 آبان 1386 [2007.11.20]

سه خبر اقتصادي ناگوار که در هفته اخير اعلام و قطعي شد، اقتصاددانان ايراني را تشويق کرده که در ‏مقالاتي براي مردم نشان دهند که حاصل سياست هاي تنش زا، از نظر اقتصادي چگونه بار ديگر بهترين ‏موقعيت را براي پيشرفت کشور از بين برده است.‏

قطعي شدن خط لوله گاز خزر به اروپا، بدون حضور ايران، اعلام رسمي سي ميليارد دلار سود خالص قطر ‏از ميدان گاز پارس جنوبي که کاشفش ايراني ها بودند و هنوز استخراجشان به پاي همسايه نرسيده است و ‏سرانجام افتادن آلمان از صدر تراز بازرگاني با ايران و نشستن چين به جايش. اين سه خبر در ذات خود نشان ‏دهنده آشکار شدن تصميم هاي گاه احساساتي سياسي است که هيچ مسبب و مدافع محکمي هم برايشان وجود ‏ندارد.‏

‎ضايعه اول‎

اولين خبر مربوط به ملاقات نخست وزير ترکيه، رجب طيب اردوغان و همتاي‎ ‎يوناني او، کوستاس ‏کارامانليس است که به منظور افتتاح خط لوله گاز ميان ترکيه و يونان صورت گرفت که چندان منفعت هر دو ‏کشور را در پي دارد که عملا دشمني ديرينه ترکيه و يونان را پشت سر گذاشت‎.‎

‎ ‎اين خط لوله، به طول ۳۰۰ کيلومتر، بدون عبور‏‎ ‎از روسيه يا خاورميانه ناآرام، به اتحاديه اروپا امکان مي ‏دهد که براي‎ ‎نخستين بار گاز درياي خزر را از اين مسير دريافت کند‎.‎‏ بهترين مسير براي عبور نفت و گاز ‏حوزه آسياي مرکزي همان طور که از اولين روزها گفته شد ايران بود. مسيري کوتاه تر، امن تر، و از آن جا ‏که با يک کشور سروکار دارد عملي تر. به همين جهت از اولين روزي که فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ‏قطعي شد و جمهوري هاي آسياي مرکزي به استقلال رسيدند اين موضوع در دستور کار برخي از دولتمردان ‏ايراني قرار گرفت، به تصويب رسيد و ظاهرا در مجموعه سياست هاي اصلي و کلي نظام جا گرفت.‏

اما در عمل به دليل تصميم هاي کلا سياسي و گاهي مذهبي، اين کشور ها بعد از هفتاد سال سلطه کمونيستم ‏روسي به طور طبيعي به دنيال راه ها و مدل هاي همکاري جديد مي گشتند و در همين ارتباط، علاقه خود را ‏به ايران پنهان نکردند، در حالي که حتي دلالان ژاپني هم وارد صحنه شده بودند. در همين زمينه، دولت وقت ‏ايران [به رياست هاشمي رفسنجاني] هم شعارهاي بسيار داد. اما بعد از ده سال و زماني که بزرگ ترين مدير ‏حمل و نقل بين المللي ايران، شرکت ايران مارين سرويس، به اطمينان گفته هاي رييس دولت ميليون ها دلار ‏براي تدارک ترانزيت از اسياي مرکزي به جنوب کشور و صادر کردن دوباره آن به مقصد اروپا و آمريکا ‏آغاز کرده بود، با حمله ماموران واحد اقتصادي وزارت اطلاعات [به سرپرستي فرهاد رهبر مشاور فعلي ‏رييس جمهور در دوران وزارت علي فلاحيان] اين شرکت به تصرف فرستادگان اطلاعات در آمد. بدين ‏ترتيب، دو مدير ديگر نيز پيام را شنيدند و از کشور خارج شدند و عملا ترانزيت در مرحله حرف ماند. در ‏اين زمان که شوق و شادماني از فرصت تازه بخش خصوصي ايران را در برگرفته بود، کارشکني ها و عدم ‏کارآمدي بخش دولتي فرصت را از ايران گرفت. پنج سال بعد که محمد سعيدي با آشکار شدن بي گناهي اش ‏از زندان آزاد شد، همه فرصت ها از دست رفته بود.‏

در سال 1370 و در هنگام اوج فعاليت کشورهاي ديگر براي به دست آوردن بازار و انعقاد قراردادهاي ‏تجاري در تهران اعلام شد که چند صد هزار کتاب مفاتيح الجنان براي تبليغ ديني به آذربايجان فرستاده شده ‏و از آن پس بود که روساي جمهور ترکمنستان و ازبکستان و آذربايجان در فرصت هاي مختلف رسمي و ‏غيررسمي به فرستادگان ايران مي گفتند اينجا جاي ملا نيست، اما براي معامله آماده ايم. اين شعار که گويا ‏اول بار صفر مراد نيازف بر زبان آورد از زبان همتايانش هم شنيده شد.‏

مهم ترين و به گفته اقتصاددادنان تنها فرصت جوئي درست و منطقي که در اين دوران از سوي ايران پيشنهاد ‏و پي گيري شد مربوط به سد دوستي در مرز ايران و ترکمنستان بود که با حضور روساي جمهوري سه ‏کشور ايران و ترکمنستان و افغانستان در سرخس به امضا رسيد و عملي شد. اين طرح که از مهم ترين طرح ‏هاي عمراني به ثمر رسيده در دوران دولت هاشمي به حساب مي ايد در سال هاي اخير با تحولات تازه منطقه ‏کارايي خود را به ميزان زيادي از دست داده و آن ميزان آبي که مقرر بود از عوايد ساخت اين سد به خاک ‏ايران سرازير شود، محقق نشده و اعتراض ها در پي آورده که چند دور مذاکره را در پي آورده است. کمبود ‏آب آشاميدني مشهد و شهرهاي استان خراسان جنوبي از جمله موارد اين اعتراض هاست.‏

اما با همه اين ها تقسيم بحرخزر که از زمان فروپاشي شوروي در دستور کار است، مهم ترين موضوع در ‏کار ماند. و در آخرين اجلاس سران [دومين آن] هم نتايجي به دست نيامد و دولت احمدي نژاد که علاقه بسيار ‏براي تبليغات از خود نشان مي دهد با همه تلاشي که متخصصانش به کار بردند ناگزير شدند در برابر ‏افشاگري ها اين بار روش تدافعي بگيرند و فاش کنند که هيچ قراردادي بسته نشده و اصولا اجلاس دستاوردي ‏نداشته است. اما خبري که روز گذشته همزمان با سفر اردوغان به مرز يونان و ملاقاتش با همتاي خود افشا ‏شد، نشان مي دهد که باکو مي کوشد قرارداد سه جانبه و پرسود انتقال گاز به اروپا را راسا به اجرا بگذارد.‏

گرچه امروز اعلام شده که خط جديد با پيوستن شبکه هاي گاز ترکيه و يونان به يک ديگر، در نهايت قرار ‏است گاز جمهوري آذربايجان را به ايتاليا برساند، اما کارشناسان معقتدند به هر حال بدعتي گذاشته شده تا گاز ‏خزر براي هميشه نه از طريق ايران عازم اروپا شود. و اين همان عملي است که روزگاري در تبليغات دولتي ‏به عنوان زمينه شش ميليارد دلار درآمد سالانه [از ترانزيت سوخت] از آن گفته مي شد.‏

‎ضايعه دوم‎

روزنامه اقتصادي سرمايه روز دوشنبه در صدر اخبار خود گزارش داد که در 10 سال گذشته قطر 30 ‏ميليارد دلار بيش‌تر از شريك خود، ايران از ميدان مشترک گازي پارس جنوبي برداشت كرده كه اگر 9 ماه ‏تاخير جديد ايران در برداشت از گاز و ميعانات گازي فازهاي 6 و7 و 8 را نيز محاسبه كنيم اين رقم به بيش ‏از 36 ميليارد دلار خواهد رسيد.‏

نقطه تاسف بار در اين خبر، آن جاست که ميدان پارس جنوبي اولين ميدان بزرگ گازي جهان است که توسط ‏مکتشفان ايراني صنعت نفت حاصل آمد و به ثبت رسيد. اين از اولين نتايج ملي کردن قطعي صنايع نفت ‏کشور بود که فکر آن را نهضت ملي گذاشت اما با کودتاي 28 مرداد متوقف ماند تا پانزده سال بعد که شاه ‏سابق ايران با استفاده از فرصتي که جنگ خاورميانه در اختيارش گذاشته بود، شرايطي را به شرکت دارنده ‏امتياز نفت ايران تحميل کرد که حاصلش خلع يد کامل از آن ها بود که بعدها نه صاحب امتياز بلکه عامل ‏فروش شدند. از جمله مواهب اين دستاورد نسلي از کارشناسان ايراني بودند که هنوز برخي از آنان صنايع ‏نفت ايران را سرپا نگاه داشته اند. اين گروه که اولين نسلي بود که به استخدام شرکت نفت ملي ايران درآمدند، ‏از جمله اولين نتايجي که آشکار کردند کشف ميدان هاي تازه و از جمله ميدان پارس جنوبي بود.‏

ميدان گازي پارس جنوبي که گفته مي شود دومين منبع بزرگ و يکجاي گاز در همه جهان است، از نظر ‏جغرافيائي مشترک بين ايران و شيخ نشين قطرست. و چنان اهميتي دارد که قطري که در آن زمان کمتر به ‏تکنولوژي دست داشتند وقتي با پيشنهاد ايراني ها روبرو شدند که مشتريان مشترک بجويند و راهي براي ‏تسهيم درآمد بجويند، از آن استقبال کردند. تنها بعد از انقلاب ايران بود که قطري ها خود به جست و جوي ‏شريک برآمدند و از جمله بزرگ ترين شرکت هاي نفتي مانند هالي برتون را به منطقه دعوت کردند و در ‏حالي که ايران سرگرم عوارض گروگان گيري و درگير جنگ با عراق بود، قطري ها آهسته قطاري را به ‏راه انداختند که اينک سي و چند ميليارد دلار بيشتر از ايران در جيبشان سرازير کرده است که بخشي از ‏صدها ميليارد دلار سهامي است که قطر در سراسر جهان دارد. ‏

به گفته يک کارشناسان رسانه اي قطر اينک وارد بازي هائي مي شود که کشورهاي بزرگ مانند آمريکا و ‏بريتانيا و فرانسه هم از آن بيمناک مي شوند. چنان که ماه گذشته انگليسي ها براي جلوگيري از خريد سهام ‏فروشگاه هاي معروف سيزبري، توسط قطري ها از عرق مليت خود استفاده کردند و با نوعي تبليغات مانع از ‏آن شدند که اين سهام به دست شيوخي بيفتد که به سودجوئي مشهور شده اند. اما به گفته اين کارشناس در ‏حقيقت سياست هاي تنش زاي صدام حسين و دولت جمهوري اسلامي است که به آن ها فرصت بي نظيري ‏تعارف کرده است.‏

‎ضايعه سوم‎

خبر سوم اين که بنا به اعلام سازمان گمرگ و هم دولت آلمان، آن کشور در سال گذشته براي اولين بار از ‏صدر فهرست بازرگاني خارجي ايران به زير افتاد. اين خبر در حالي اعلام مي شود که ايراني ها از قبل از ‏مشروطيت، وقتي براي اولين بار به خريد کشتي و يا کارخانه رغبت نشان دادند آلمان را در برابر خود ديدند. ‏به همين منوال وقتي با روي کار آمدن رضا شاه تمايلات مدرنيزم و نوسازي صنايع آغاز شد، هم کارخانه ‏هاي بزرگ از آلمان وارد شد و هم مدارس صنعتي کشور آموزش صنعت را به عهده گرفتند با معلمان آلماني. ‏کشيده شدن خط آهن سراسري هم کمک کرد و در نتيجه براي دو نسل از ايراني ها هر ساخته آلماني با ارزش ‏و محکم آمد. هنوز ساختمان قديمي زنيگر آلمان در ميدان مخبرالدوله تهران برپاست و هنوز زيمنس با وجود ‏بد ادائي بر سر نيروگاه هسته اي، در تهران فعال است، چنان که در تمام مدت جنگ که واردات قطع شده بود ‏اين زيمنس براي آن که مبادا بازار ايران را از دست بدهد در تهران حاضر بود و تامين لوازم يدکي و قطعات ‏کارخانه هاي ساخته شده در آلمان مانع از قطع کامل اين روابط بود.‏

بعد از انقلاب و با رخ دادن جنگ، در حالي که عملا ايران در انزوا قرار گرفته بود، معتبرترين مقام اروپائي ‏که به تهران سفر کرد و گنشر وزير خارجه دولت ائتلافي هلموت کهل بود که با هيات بلندپايه اي از ‏بازرگانان و صاحبان صنايع آن کشور به تهران آمد و بلافاصله با بالارفتن روابط اقتصادي و صنعتي دو ‏کشور، جائي را که پيشتر در بازرگاني داشت اشغال کرد.‏

در همه هفتاد سال گذشته ، صادرات آلمان به خصوص صنعتي بوده است. از همين رو گاهي افزايش ‏مراوده با آلمان نشانه رشد صنعتي کشور خوانده شده و هيچ گاه آن افزايش به معناي افزايش بيکاري نبوده ‏است. افزايش مراوادات صنعتي دو کشور به معناي ساخت کارخانه هاي تازه در ايران بود و افزايش اشتغال. ‏اين درست مخالف تصويري است که افزايش واردات از چين در اذهان ايجاد مي کند و هم اکنون بسياري از ‏صنايع و کارگاه هاي اشتغال زا، در دو سال اخير تعطيل و کارگرانشان بيکار شده اند که درباره علت آن ‏فراواني کالاهاي ساخته شده چين هم، به عنوان يکي از علل مورد توجه قرار گرفته است. ‏

‎حاصل‎

اقتصاددانان معتقدند آن چه رخ داده است و ضايعه هائي که در پي سکوت دولت، مردم بي خبر از آن ها مي ‏مانند، مسووليتي مضاعف در مقابل متخصصان قرار داده است که به هر نحو مردم را در جريان قرار دهند.‏

دکتر محمد حسين عادلي رييس سابق بانک مرکزي در تازه ترين مقاله تحليلي خود نشان داده که چطور ‏سياست، اقتصاد را از مسير طبيعي خود خارج کرد و ايران اينک براي نخست بار به لحاظ اقتصادي کشوري ‏آسيائي شده است. در همين ارتباط، محمد مهدي بهکيش، اقتصاددان، در پايان تازه ترين مقاله خود يادآور شده ‏که جنگ هاي امروز ديگر ابعاد جنگ هاي قرن بيستم را ندارند و بيشتر شکل اقتصادي به خود گرفته اند . به ‏همين دليل قوانين حاکم بر روابط کشورها تغيير کرده است . پس بايد حافظه تاريخي را بازسازي کرد و پرچم ‏عزت و سربلندي کشور را از مسير تعامل با جهان و البته با استفاده خردمندانه از قواعد بازي امروزي ، که ‏اقتصاد رکن اصلي آن را تشکيل مي دهد، برافراشته ساخت .‏

به گفته وي، هيچ يک از کشورهايي که راه تعامل با جهان را انتخاب کرده، نه تنها منافع ملي خود را فدا ‏ننموده، بلکه در صورتي توانسته است آن را حفظ نمايد که قواعد بازي جهان امروز را به درستي به کار برده ‏باشد. تجربه ساليان اخير ثابت کرده

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 3:54  توسط سعید  |